|
فرصتي براي نگاه دوباره
گفت وگو با آزيتا قهرمان، شاعر و عضو هيات داوران
خورشيد
افرا
سزاوار -
روزنامه اعتمادملی:
اين روزها مجموعه آثار آزيتا قهرمان در ميان
علاقه مندان به شعر فارسي جاي خود را باز كرده است. آزيتا قهرمان
تنها داور جايزه شعر زنان است كه خارج از ايران اقامت دارد
و پرسش هاي ما را به صورت مكتوب پاسخ داده است.
چرا
داوري جايزه شعر زنان را قبول كرديد و چه انگيزه اي
از كار كردن براي جايزه شعر زنان داريد؟
بيش از هر چيز، خواندن
تعداد زيادي مجموعه شعر از زنان برايم شوق انگيز و جالب بود.
خواندن دقيق و كنجكاوانه سطرهاي شعري، دريافت نگاه، زبان،
موضوع و شيوه ارائه جهان شاعر، چيزي كه در واقع به نوعي
كنكاش براي پيداكردن خود برمي گردد. چيزهايي كه شايد خود نتوانسته
ام بگويم اما ديگري شايد من را بهتر بيان و كشف كرده باشد. به هر
حال يك كار گروهي اينچنين، نوعي شناخت، معرفي و محك زدن يك
دوران تاريخي را با خود دارد.
وضعيت حال حاضر شعر زنان ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد و
آينده اين شعر را چگونه مي بينيد؟
مهم ترين خصوصيت اين شعر در سال
هاي اخير، حضور مجموعه ها و شعرهاي درخشاني است كه از نظر شيوه
بيان، نگاه به خود و نقد پيرامون، متفاوت تر است. كشف،
عصيان و نوآوري از خصوصيات آن است. آن حالت شكنندگي يك بعدي
كه نوعي محدوديت زباني و شخصيتي بر آن حاكم بود كمرنگ شده. هرچند
هنوز راهي طولاني در پيش است. بسياري از شعرها و حتي سطرهاي شعري
امروز، در مقايسه با دهه 40 و 50 بسيار عميق تر و عيني تر
است. تعداد حضور شاعران زن و تنوع مجموعه ها بسيار اميدبخش
است. در مورد آينده پيش بيني اي نمي توانم داشته باشم. به هرحال
دوران ها افت و خيزهاي خود را دارند اما شعر زنان از ميان دشواري
ها و تجارب تاريخي مثل جنگ، انقلاب و تلاش براي خودآگاهي
اجتماعي و تغييرات راهش را طي كرده است.
آيا
تفكيك قائل شدن ميان شعر زنان و مردان را مي پذيريد و به
آن اعتقاد داريد؟
حضور جايزه اي كه به شعر زنان مي پردازد، تفكيك
بين زنان و مردان يا كمرنگ كردن نقش زنان در برابر مردان نيست بلكه
تاييد حضور آنها و فرصتي براي نگاه دوباره به آثار زنان
است. از زاويه نگاه بعضي، اين نوع برخورد تاكيدي بر زنانه و
مردانه بودن ادبيات است و نشانه برتري يك جنس بر ديگري و اين بحث
سال ها است در بين گروه ها و جوامعي با بنيان هاي متفاوت، چه آزاد،
چه سنتي گفت وگوي بسيار برانگيخته، اما حتي امروز نيز در
كشورهايي كه جايگاه زنان و مردان چه در قانون و چه در حقوق
اجتماعي يكسان است هر سال جوايز و جشنواره هايي به طور خاص به
زنان تعلق داشته، در نقاشي، فيلم، داستان نويسي و شعر و موسيقي
نمايشگاه و مجموعه هاي بسيار به موضوع زنان اختصاص يافته.
بعضي اين برخورد را نوعي نگاه از بالامي دانند كه مي خواهد
مدام زنان را به عنوان موضوع فرعي مطرح كند. در عمل تاثيرات خوب
اين جريانات فرهنگي بيشتر و مفيدتر از نبود آن بوده است. در تحليل
و درك يك اثر هنري، شيوه هاي مختلفي براي كشف و نقد مطرح
شده. جست وجوي بيان زنانه روشي است كه مي توان آن را حتي در
آثاري كه خالق آن يك هنرمند مرد است به كار گرفت. اين به كشف
و نمود بخشي از هويت انساني (مادينه) چه در يك زن و چه در يك مرد
مربوط است، به نيمي از طبيعت، هستي و روان ما. هيچ تفاوتي
بين ما نيست الادره اي به گودي تاريخ كه اجبارهاي اجتماعي
متفاوتي از آن سر برآورده. زنان كه اولين اديبان قصه گو و
آموزگاران زبان بوده اند بيشتر از 150 سال نيست كه قلم به دست گرفته اند تا جهان و
خود را با زبان خود تعريف كنند. اين راه با چه سرعت و قدرتي طي شده
تا جهان منصفانه تر از پيش باشد. شايد حضور، معرفي و ارائه
آنچه زنان گفته اند، نقد و بررسي آثار، جوايز و برنامه هاي
ديگر مربوط به زنان در هر زمينه اي، فرصت بهتر براي پيشبرد و
رشد جريانات فكري، شناخت خلاقيت ها و خواسته هاي زنان باشد. به
يادمان باشد كه بيان تفاوت ها و گونه گوني ها، احترام به
تنوع افكار، شناخت و پذيرش كليت چندپارچه بودن ما است؛
احترام به اين اصول در تمام وجوه زندگي فردي، اجتماعي، شيوه هاي انديشه و
بيان خود. شايد عدالت، ايجاد حق حضور براي اين تفاوت هاست. اين
چيزي است كه در ذات خود ضد تبعيض است.
نظر
شما درباره اينكه جايزه شعر زنان هيچ داور
مردي ندارد و تمام داوران آن زنان هستند چيست؟
به هرحال تركيب اين
داوري هر سال فرق خواهد كرد و اين شروع يك جريان تجربي است در آغاز
كار خود.
كمي
هم از فعاليت هاي خودتان بگوييد. از گذشته و
حال.
مهم ترين چيزي كه در ارتباط با شعر باشد؛ چاپ چند
مجموعه شعر... نوشتن داستان كوتاه،
نوشته ها و ترجمه هايي كه بعضي به چاپ رسيده... خواننده اي
كه شيفته هميشگي ادبيات معاصر و كلاسيك بوده است... معلمي كه زبان فارسي تدريس
كرده و هميشه براي ياد گرفتن هر آنچه به ادبيات و هنر مربوط مي
شود، شاگردي كرده... بيشتر از اين چه
مي توان گفت؟
به
عنوان داوري كه در خارج از ايران
سكونت دارد، آيا نسبت به جريانات شعري و به خصوص شعر زنان داخل
كشور اشراف كافي داريد؟
در رفت و آمدهايي كه به ايران دارم، مرتبا كتاب
هاي تازه را تهيه كرده ام و يا از طريق
دوستان به دستم رسيده است. امروزه وجود اينترنت هم فضاي
خوبي است براي اطلاع از جريانات شعري امروز. به هر حال از سكونت موقت من مدت
زيادي نمي گذرد.
در
يك نگاه كلي و كوتاه، شعر زنان داخل و خارج كشور
را در مقايسه با هم چگونه مي سنجيد؟
در 10 سال اخير، چند مجموعه
شعر بسيار خوب در خارج از كشور به چاپ رسيده و مي توان گفت در اين
سال ها فضاي شعري داخل و خارج از كشور چندان از هم دور
نبوده اند. در خارج از كشور انتظار آن مي رفت، آشنايي
مستقيم با يك زبان ديگر و ادبيات بومي آن سرزمين و نبود بعضي از موانع
اجتماعي، به خلق شيوه هاي متفاوتي در شعر فارسي منجر شود. به ظاهر
آسان مي نمايد اما خيلي زود در ارتباط با يك فرهنگ، زبان و
محيط تازه درمي يابي كه آنچه تنها گنجينه تو است - زبان
فارسي- همان قدر كه تو را وادار به نوشتن مي كند مجموعه اي از
تعاريف، سنت هاي كلامي حد و مرزي در فهم جهان برايت به همراه دارد؛
قيد و محدوده اي كه مانند بندي تو را محكم در خود گرفته است
در حالي كه همه آنچه پيرامونت مي بيني هم بسته و هم ريشه با
فرهنگ و كلمات ديگري شكل گرفته است و تعريف و ادراكي ديگر مي
طلبد. بايد همه چيز را براي خودت ترجمه كني حتي غم و شادي و ماه و
باد را... مي بيني زبان يك خصوصيت ژنتيك به درك و احساسات و
حتي نحوه استفاده از كلمات به تو بخشيده، هزاران سال
استعاره و تشبيه و تعريف و قضاوت را در خونت داري اما ارتباطت
با زبان زنده كوچه و بازار قطع است. حجم وسيعي از اطلاعا ت نو،
چيزهاي ناآشنا و نمود هاي فرهنگي و رفتاري متفاوت، كه همان
قدر كه بركت به تو مي دهد كاري طاقت فرسا و نيرويي پرتوان
مي خواهد و اگر شاعر باشي، مي بيني كه شعر تو از زندگي ات جدا
نيست؛ زندگي تو و آنچه بايد در روح و انديشه ات، نوع ارتباط با همه
گذشته و آينده از نو در زبان بسازي. بسياري چه با قدرت راه
را رفته اند و حتي مسير براي ديگران هموارتر شده و گروهي به
همان شيوه هاي كهنه با زباني تكراري و شعاري به گفتن مكررات
پرداخته اند؛ چيزي كه در داخل كشور نيز به شكلي جريان دارد.
هرچند بعضي تابوها
در شعر خارج از كشور به ظاهر شكسته شده اما صرف آوردن بعضي كلمات و
يا نوعي تهاجم و پرخاش زباني (چيزي كه در ادبيات كلاسيك
قبلابه وفور داشته ايم) كافي نيست. هنوز راه بسياري هست تا
بياني عميق و آزاد كه برآمده از كشف و تجارب انساني است به بدعتي
تازه در زبان و مفاهيم شعري برسد. با وجود حضور نمونه هاي درخشان
بايد منتظر بود. مهاجرت در طول تاريخ
هميشه پديده اي فرهنگ ساز بوده است؛ جرياني پويا كه در اين
تعامل و تاثير دشوارشكل مي گيرد.
اما در داخل كشور، نزديكي و تماس روزمره با
زبان فارسي، سرعت و ضرباهنگ پويايي به زبان بخشيده؛ زنده و ملموس
بودن تصاوير شعري، كلمات، فضا و اصطلاحات؛ حسي آشنا كه با
فشردگي و قدرت چهره زمانه را حتي در انتزاعي ترين اشعار
نشان مي دهد و ارتباطي حساس با وقايع جامعه دارد. با اين همه موانع و
مشكلات شعر به شكل موجودي زنده نفس مي كشد، زخمي مي شود، راه شفا
را پيدا مي كند و باز پيش مي رود. اما با وجود كارهاي بسيار
خوبي كه اين سال ها خوانده ايم گاه يك نوع عموميت و يكساني
در عادات زباني و يك مدل سازي واحد در ارائه تجارب، شعر را از
تشخص فردي شاعر، دور كرده است. در بسياري از موارد شعر زنان با حذف
صداي اصلي خود به نوعي عدم صميميت و كليشه اي ظاهرا مدرن
گرايش نشان مي دهد. تمايل به ايجاد فرم هاي زباني و عدم
صراحت و تمرين هاي لفظي... بگذريم از اينكه چه نيروي بسياري صرف
كنترل و پوشاندن بسياري چيز ها و اجبار به پيچيده گويي در هنگام
نوشتن مي شود.
فرصت هنرمندانه زيستن به عنوان يك انسان - زن، جست
وجوي دانش و شجاعت و صراحت...، شايد اين
آن چيزي باشد كه قدرت فراروي از خود و بروز خويشتن را براي ما
در طول زمان ميسر كند و شعر فارسي را به سمت افق هاي بازتر ببرد.
INDEX
|